استروئید

اوکسی متولون

دوز مصرفی : 100 ملیگرم در هفته آقایان

دوز مصرفی خانوم ها : مانیتور شده توسط مربی یا متخصص

عمر فعال : 16 ساعت

مدت زمان ردیابی : تا 8 هفته

این استروید خوراکی شهرت خاصی داره و معمولا از اون به خوبی یاد نمیشه، معمولا باور های غلطی بخاطر شرایطی که فرد اونو استفاده میکنه نسبت به این دارو داده میشه، از جمله اون ها میشه به افزایش چربی و آب هنگام استفاده از این دارو و یا حجم بی کیفیت و از این قبیل حرف ها درباره این دارو زده میشه که پایه علمی نداره، مشکل اینجاست که معمولا این دارو در زمان حجم استفاده میشه و مورد توجه پاورلیفتر هاست و به همین خاطر چون زمانی که این دارو استفاده میشه رژیم غذایی کنترل نمیشه و کالری زیاد و غذاهای پر نمک و کربوهیدرات مصرف میشه ظاهر فرد اینطور نشون میده که این دارو باعث این کار شده.

داروی اوکسی متولون در ابتدا برای درمان کم خونی بوجود اومد و باید گفت که در درمان این موضوع و همچنین بیمارانی که از دست دادن وزن جزو نگرانی های اون ها بوده تونسته موفق عمل کنه. این دارو میتونه اشتها (البته در دوز های بالا میتونه اشتها رو به شدت کم کنه)، وزن و تعداد گلوبول های قرمز رو افزایش بده و به عنوان قویترین استروید خوراکی (بله درست خوندید) عوارضی هم داره. مثل بقیه استروید ها ترشح طبیعی تستوسترون رو قطع میکنه، و پروفایل چربی شما رو بهم میزنه ، اما به طور خاص این دارو سر درد های وحشتناک ایجاد میکنه و همچنین سمی ترین استروید برای کبد هست.

اوکسی متولون یک داروی مشتق شده از DHT هست و برای اینکه بتونه از کبد سالم رد بشه و اثر کنه الکیله شده است و همین باعث سمی شدن کبد میشه.

یک مطالعه جالب از اوکسی متولون هست که بر روی بیماران ایدز انجام شده و 30 هفته طول کشیده، گروهی که این دارو رو مصرف میکردن بالای 8 کیلوگرم وزن گرفتن تا هفته 20 اما 10 هفته اخر دیگه وزنی نگرفتن، اما گروه کنترل نه تنها وزن نگرفتن بلکه وزن از دست دادن و همچنین مرگ و میرشون زیاد شده، البته این موضوع رو باید در نظر داشت که به هیچ وجه پیشنهاد نمیشه که اوکسی متولون رو 30 هفته استفاده کنید و نهایت 6 هفته باید استفاده بشه.

یکی از افسانه هایی که درباره اوکسی متولون هست تبدیل شدنش به استروژن و به طور کلی ساید افکت های استروژنیش هست، این دارو چون مشتق DHT هست نمیتونه به استروژن تبدیل بشه اما به نظر میاد گیرنده های استروژنی رو کمی حساس تر بکنه. پس هنگام استفاده از این دارو به احتمال زیاد از مهار کننده های آروماتازی باید استفاده کنید اگر تنها از این دارو استفاده میکنید که پیشنهاد نمیشه و بهتره با تستوسترون استفاده بشه و اون هم شرایط خاص خودش رو داره.

در مطالعات مختلف دوز های بالایی از این دارو استفاده شده حتی دوز 100 میلیگرم در روز هم استفاده شده که عوارض کمی رو دیدن پس باور های غلط رو همیشه در ذهن نگه ندارید البته همیشه احتیاط شرط عقله.

اوکسی متولون از دارو هایی هست که میشه ازش به عنوان کیک استارتر دوره استفاده کرد و در هفته های اول دوره تا دارو های دیگه تو بدن اثر کنند از این دارو استفاده کنیم و همچنین میتونه اثر بخشی دارو های دیگه رو زیاد کنه چون که SHBG رو کم میکنه. یک نکته دیگه هم درمورد اوکسی متولون هست اینه که چسبندگی کمی با گیرنده آندروژنی داره در واقع کمترین رو داره اما اینکه چطور انقدر وزن و قدرت میده احتمالا از طریق عوامل دیگر اینکارو میکنه و گیرنده های غیر آندروژنی در این میون نقش مهمی دارن که ما ازشون خبر نداریم.

مقدار مصرف اوکسی متولون تقریبا میتونه برای همه افراد تو یک رنج مشخص باشه چون این دارویی هست که از یک مقدار بیشتر عوارض خیلی سنگینی داره، بهترین دوز این دارو بین 50 تا 100 میلیگرم در روز هست و فرد باید این مقدار رو تست کنه. قطعا بیشتر از 100 میلگرم هم میشه مصرف کرد اما بعیده که تاثیر خیلی زیادی داشته باشه در یک مطالعه دوز 100 میلیگرم و 150 میلیگرم رو مقایسه کردند که دیدن دوز 100 میلیگرم به اندازه 150 میلیگرم موثر هست و 150 میلیگرم بیشتر عوارض خودش رو نشون میده

برعکس باور عموم این دارو میتونه چربی هم بسوزونه و در مطالعات مختلف تغییر ترکیب بدن دیده میشه و افرادی که این دارو رو مصرف میکنن هم عضله میسازن و هم چربی از دست میدن .

در مورد مقدار دوز در کتب پزشکی این دارو رو به ازای هرکیلوگرم از وزن بدن 1 تا 5 میلیگرم در نظر گرفتن که خیلی دوز زیادی میتونه باشه اگر رنج بالاش رو در نظر بگیریم، مثلا یک فرد 100 کیلویی باید 500 میلیگرم مصرف روزانه داشته باشه که فوق العاده زیاد و خطرناکه.

  1. Schroeder et al. Am J Physiol Endocrinol Metab 284:E 120-28
  2. Endocrinology. 1984 Jun;114(6):2100-6.
  3. HIV Clin Trials. 2003 May-Jun;4(3):150-63.
  4. J Clin Endocrinol Metab. 1981 Nov;53(5):905-8
  5. Epilepsy Behav. 2004 Apr;5(2):260-3
  6. Am J Obstet Gynecol. 1973 Sep 1;117(1):121-5.